اختلالات خود شیفتگی کودک و بررسی علل و عوامل موثر در شکلگیری آن ازدیدگاه فروید

رایگان می‌توانید توسط تمام کارت‌های بانکی عضو شتاب خرید خود را انجام داده و بلافاصله بعد از خرید فایل را دریافت نمایید. دانلود سوال از فروشنده راهنمای دریافت
  • اطلاعات و مشخصات فایل
اختلالات خود شیفتگی کودک و بررسی علل و عوامل موثر در شکلگیری آن ازدیدگاه فروید
  • کد فایل: 36582
  • قیمت: رایگان
  • فرمت فایل دانلودی: .zip
  • حجم فایل: 17 کیلوبایت
  • تعداد مشاهده: 165 بازدید
  • تعداد صفحات: 17 صفحه
  • اطلاعات فروشنده

شرح فایل

اختلالالتى كه خودشیفتگىِ اولیه كودك را در معرض خطر قرار مى‏دهند، واكنشهاى كودك براى محافظت از خویشتن در برابر آن اختلالات و مسیرهایى كه كودك در نشان‏دادن این واكنشها ناگزیر به آنها كشانده مى‏شود ــ اینها موضوعات مهمى هستند كه هنوز مورد تحقیق قرار نگرفته‏اند، ولى من قصد دارم فعلاً آنها را مسكوت بگذارم. لیكن مهمترین بخش این موضوعات را مى‏توان با عنوان «عقده اختگى» مشخص كرد (در پسربچه‏ها اضطراب درباره [ از دست دادنِ ] قضیب، در دختربچه‏ها حسرتِ داشتن قضیب) و در پیوند با تأثیر منع اولیه از فعالیت جنسى مورد بحث قرار داد. پژوهش روانكاوانه به طور معمول ما را قادر مى‏سازد بى‏ثباتیهاى غرایز شهوى را (وقتى از غرایز «خود» جدا شده و در تقابل با آنها قرار مى‏گیرند) ریشه‏یابى كنیم. ولى در حوزه خاص عقده اختگى، پژوهش روانكاوانه استنتاج وجود دوره‏اى و وضعیت روانى‏اى را امكان‏پذیر مى‏سازد كه هر دو گروهِ این غرایز هنوز در وحدت با یكدیگر كاركرد داشتند و به نحوى جدایى‏ناپذیر با یكدیگر درآمیخته بودند و به صورت علائق ناشى از خودشیفتگى تبلور مى‏یافتند. آدلر مفهوم «اعتراض مذكّرانه» را بر مبناى همین چارچوب مطرح كرده است. وى این مفهوم را تقریباً تا حد یگانه نیروى برانگیزاننده در شكل‏گیرى شخصیت و ایضاً روان‏رنجورى ارتقا داده است و شالوده آن را ارزشگذارى اجتماعى ــ و نه گرایشى مبتنى بر خودشیفتگى و لذا مربوط به نیروى شهوى ــ مى‏داند. تحقیقات روانكاوانه از بدو امر وجود و اهمیت «اعتراض مذكّرانه» را تشخیص داده، ولى برخلاف آدلر آن را واجد خصوصیات خودشیفتگى و ناشى از عقده اختگى دانسته است. «اعتراض مذكّرانه» در شكل‏گیرى شخصیت دخیل است و همراه با بسیارى عوامل دیگر آن را ایجاد مى‏كند، ولى براى تبیین مسائل روان‏رنجوریها (كه آدلر هیچ جنبه آنها را در نظر نمى‏گیرد مگر این‏كه روان‏رنجوریها چگونه در خدمت غرایز «خود» قرار مى‏گیرند) به كلى نامناسب‏اند. به اعتقاد من مبتنى‏كردن نحوه ایجاد روان‏رنجورى بر شالوده محدودى همچون عقده اختگىْ كاملاً ناممكن است، صَرف‏نظر از این‏كه عقده یادشده با چه شدّت و حدّتى به صورت یكى از مقاومتهاى(26) مردان به درمان روان‏رنجورى ممكن است برجسته و مهم شود. در حاشیه این موضوع را درخور ذكر مى‏بینم كه برخى بیماران مبتلا به روان‏رنجورى را سراغ دارم كه در آنها «اعتراض مذكّرانه» ــ یا، به زعم ما، عقده اختگى ــ نقش بیمارى‏زا ندارد و یا اصلاً به وجود نمى‏آید.مشاهده بزرگسالان بهنجار حاكى از آن است كه خودبزرگ‏بینىِ سابق آنان مهار شده است و آن خصوصیات روانى‏اى كه نشانه خودشیفتگى كودكانه آنان بود محو شده‏اند. نیروى شهوى متمركز بر «خودِ» آنان چه شده است؟ آیا باید فرض كنیم كه تمام آن نیرو به نیروگذارىِ روانى در مصداق امیال منتقل شده است؟ این امكان آشكارا با تمام رَوند بحث ما مغایرت دارد؛ با وجود این، سرنخى از پاسخى دیگر به این پرسش را مى‏توان در روان‏شناسىِ سركوب(27) یافت.دریافته‏ایم كه چنانچه تكانه‏هاى غریزىِ نیروى شهوى با عقاید فرهنگى و اخلاقىِ فرد تعارض پیدا كنند، دچار تغییر و تحول سركوب بیمارى‏زا مى‏شوند. البته منظورمان از بیان این مطلب این نیست كه فرد یاد شده معرفتى صرفاً فكرى [ یا آگاهانه ] از وجود این عقاید دارد؛ بلكه منظورمان همواره این است كه عقاید مورد نظر براى وى حكم معیار را دارند و او به آنچه آن عقاید برایش تعیین مى‏كنند تن در مى‏دهد. پیش از این گفته‏ایم كه سركوب از «خود» نشات مى‏گیرد؛ اكنون به نحوى دقیقتر مى‏توانیم بگوییم كه سركوب از عزّت نَفْسِ(28) «خود» ناشى مى‏شود. همان برداشتها، تجربه‏ها، تكانه‏ها و امیالى را كه یك فرد براى خویش روا مى‏دارد یا دست‏كم آگاهانه به آنها فكر مى‏كند، فرد دیگرى ممكن است با نهایت خشم مردود بشمارد یا حتى پیش از ورودشان به ضمیر آگاه آنها را منكوب كند. تفاوت این دو فرد را ــ كه دربرگیرنده عامل مشروط كننده سركوب است ــ مى‏توان به سهولت به روشى بیان كرد كه تبیین آن بر اساس نظریه نیروى شهوى را امكان‏پذیر مى‏سازد. [ بدین ترتیب ] مى‏توانیم بگوییم كه یكى از این دو نفر آرمانى را در خویشتن ایجاد كرده كه محكِ سنجش «خودِ» بالفعل اوست، حال آن‏كه دیگرى چنین آرمانى ندارد. براى «خود»، شكل‏گیرى یك آرمان حكم عامل مشروط كننده سركوب را دارد.

محتوای فایل دانلودی

اختلالالتى كه خودشیفتگىِ اولیه كودك را در معرض خطر قرار مى‏دهند، واكنشهاى كودك براى محافظت از خویشتن در برابر آن اختلالات و مسیرهایى كه كودك در نشان‏دادن این واكنشها ناگزیر به آنها كشانده مى‏شود ــ اینها موضوعات مهمى هستند كه هنوز مورد تحقیق قرار نگرفته‏اند، ولى من قصد دارم فعلاً آنها را مسكوت بگذارم. لیكن مهمترین بخش این موضوعات را مى‏توان با عنوان «عقده اختگى» مشخص كرد (در پسربچه‏ها اضطراب درباره [ از دست دادنِ ] قضیب، در دختربچه‏ها حسرتِ داشتن قضیب) و در پیوند با تأثیر منع اولیه از فعالیت جنسى مورد بحث قرار داد. پژوهش روانكاوانه به طور معمول ما را قادر مى‏سازد بى‏ثباتیهاى غرایز شهوى را (وقتى از غرایز «خود» جدا شده و در تقابل با آنها قرار مى‏گیرند) ریشه‏یابى كنیم. ولى در حوزه خاص عقده اختگى، پژوهش روانكاوانه استنتاج وجود دوره‏اى و وضعیت روانى‏اى را امكان‏پذیر مى‏سازد كه هر دو گروهِ این غرایز هنوز در وحدت با یكدیگر كاركرد داشتند و به نحوى جدایى‏ناپذیر با یكدیگر درآمیخته بودند و به صورت علائق ناشى از خودشیفتگى تبلور مى‏یافتند. آدلر مفهوم «اعتراض مذكّرانه» را بر مبناى همین چارچوب مطرح كرده است. وى این مفهوم را تقریباً تا حد یگانه نیروى برانگیزاننده در شكل‏گیرى شخصیت و ایضاً روان‏رنجورى ارتقا داده است و شالوده آن را ارزشگذارى اجتماعى ــ و نه گرایشى مبتنى بر خودشیفتگى و لذا مربوط به نیروى شهوى ــ مى‏داند. تحقیقات روانكاوانه از بدو امر وجود و اهمیت «اعتراض مذكّرانه» را تشخیص داده، ولى برخلاف آدلر آن را واجد خصوصیات خودشیفتگى و ناشى از عقده اختگى دانسته است. «اعتراض مذكّرانه» در شكل‏گیرى شخصیت دخیل است و همراه با بسیارى عوامل دیگر آن را ایجاد مى‏كند، ولى براى تبیین مسائل روان‏رنجوریها (كه آدلر هیچ جنبه آنها را در نظر نمى‏گیرد مگر این‏كه روان‏رنجوریها چگونه در خدمت غرایز «خود» قرار مى‏گیرند) به كلى نامناسب‏اند. به اعتقاد من مبتنى‏كردن نحوه ایجاد روان‏رنجورى بر شالوده محدودى همچون عقده اختگىْ كاملاً ناممكن است، صَرف‏نظر از این‏كه عقده یادشده با چه شدّت و حدّتى به صورت یكى از مقاومتهاى(26) مردان به درمان روان‏رنجورى ممكن است برجسته و مهم شود. در حاشیه این موضوع را درخور ذكر مى‏بینم كه برخى بیماران مبتلا به روان‏رنجورى را سراغ دارم كه در آنها «اعتراض مذكّرانه» ــ یا، به زعم ما، عقده اختگى ــ نقش بیمارى‏زا ندارد و یا اصلاً به وجود نمى‏آید.مشاهده بزرگسالان بهنجار حاكى از آن است كه خودبزرگ‏بینىِ سابق آنان مهار شده است و آن خصوصیات روانى‏اى كه نشانه خودشیفتگى كودكانه آنان بود محو شده‏اند. نیروى شهوى متمركز بر «خودِ» آنان چه شده است؟ آیا باید فرض كنیم كه تمام آن نیرو به نیروگذارىِ روانى در مصداق امیال منتقل شده است؟ این امكان آشكارا با تمام رَوند بحث ما مغایرت دارد؛ با وجود این، سرنخى از پاسخى دیگر به این پرسش را مى‏توان در روان‏شناسىِ سركوب(27) یافت.دریافته‏ایم كه چنانچه تكانه‏هاى غریزىِ نیروى شهوى با عقاید فرهنگى و اخلاقىِ فرد تعارض پیدا كنند، دچار تغییر و تحول سركوب بیمارى‏زا مى‏شوند. البته منظورمان از بیان این مطلب این نیست كه فرد یاد شده معرفتى صرفاً فكرى [ یا آگاهانه ] از وجود این عقاید دارد؛ بلكه منظورمان همواره این است كه عقاید مورد نظر براى وى حكم معیار را دارند و او به آنچه آن عقاید برایش تعیین مى‏كنند تن در مى‏دهد. پیش از این گفته‏ایم كه سركوب از «خود» نشات مى‏گیرد؛ اكنون به نحوى دقیقتر مى‏توانیم بگوییم كه سركوب از عزّت نَفْسِ(28) «خود» ناشى مى‏شود. همان برداشتها، تجربه‏ها، تكانه‏ها و امیالى را كه یك فرد براى خویش روا مى‏دارد یا دست‏كم آگاهانه به آنها فكر مى‏كند، فرد دیگرى ممكن است با نهایت خشم مردود بشمارد یا حتى پیش از ورودشان به ضمیر آگاه آنها را منكوب كند. تفاوت این دو فرد را ــ كه دربرگیرنده عامل مشروط كننده سركوب است ــ مى‏توان به سهولت به روشى بیان كرد كه تبیین آن بر اساس نظریه نیروى شهوى را امكان‏پذیر مى‏سازد. [ بدین ترتیب ] مى‏توانیم بگوییم كه یكى از این دو نفر آرمانى را در خویشتن ایجاد كرده كه محكِ سنجش «خودِ» بالفعل اوست، حال آن‏كه دیگرى چنین آرمانى ندارد. براى «خود»، شكل‏گیرى یك آرمان حكم عامل مشروط كننده سركوب را دارد.

دانلود
  • قیمت: رایگان
  • فرمت فایل دانلودی: .zip
  • حجم فایل: 17 کیلوبایت

راهنمای دانلود فایل

با کلیک روی دکمه "دانلود" وارد صفحه دانلود می شوید و می توانید به صورت رایگان فایل مورد نظر را دانلود کنید.

نام
ایمیل
تلفن تماس
سوال یا نظر